تبليغاتX
انقلاب زرد ...AFGHANISTAN MANIFEST

آنجا یک اتوپیا ، آنجا یک پارادایس ، چرخ گردون ( گردش روزگار ) و این جا  یک خانه به دوش

 

به نام پدید آورنده ی افغانستان و به نام آفریننده ی مردم افغانستان و به نام کسی که مردم افغانستان را باعزت آفرید و سرنوشت این مردم را غیر از این نمی خواهد .

 

سلامونه !

شاید تا یک ماه دیگر به وب خود سر نزنم . . .

و درد و نفرین ، درد و نفرین بر سفر ، این گناه او بود ...

این گناه او بود ...

 

نخست آرزوهای خوب برای همه ی مردم افغانستان و همه ی هم میهنان بیرون از افغانستان میکنم . افغانستان را تاکنون ندیدم . اگر آب و دانه الایم  بته ! . . . چه ها خواهم کرد !

مطمئنا روزی به میهن خواهم آمد روزی که اندیشه ی سیاسی خود را پخته کنم . روزی که شایسته ی کشور مقدس خود باشم ...

پیر مشرق،عزیز مهربونم ای غزل بوم، زمین گل نشونم؛ خونه ی من،افغانستان عاشق،کاش که تا بهارتوزنده بمونم . افغانستان ، ای مادر ، تو نبودی که اشک های غریبانه ی مرا پاک کنی ...

 

افغانستان هر چه هست ، کشور ماست .

و به گفته ی کسی : اگر تنگ است اگر باریک ، کوچه ی ماست ...

 

در مورد انقلاب زرد باید بگویم که :

من انقلاب زرد را دگرگونی ( انقلاب ) ای بر پایه ی اسلام واقعی می دانم . اسلامی که اکنون کسانی آن را با لایه ای از بدعت ها می پوشانند . هر که می آید با خود تفسیری از اسلام می آورد ، در حالی که اسلام یکی است . اسلام ، اسلام است . دین کثرت گرا و دینی که به همه ی نیازمندیهای بشری و همه ی زمینه ها پرداخته است . آن اسلام است . من رنگ زرد را رنگ اسلام حقیقی می دانم .

 

و برای کسانی که به درد خود کوچک بینی دچارند می نویسم و باز هم می گویم کشور ما بزرگ است و همیشه از این ها دفاع خواهم کرد . میهن ما از بسیاری از کشور های اروپایی و آسیایی  بزرگ تراست . میهن ما پتانسیل این را دارد که در 10 سال آینده کشوری توسعه یافته شود و این پتانسیل را نیز دارد که جزء 10 کشور دنیا از جهت اقتصادی نظامی علمی و ... باشد .اگر به نوشته های قبلی من توجه کنید من درباره ی روش درست سیاست خارجی افغانستان نوشته ام . هم چنین درباره ی اتحادیه ی آسیای میانه نوشتم ، که افغانستان می تواند پرچم دار این اتحاد و مرکز این اتحاد باشد . . . سیاست همگرایی با جهان و جایگاه افغانستان به عنوان کانون همگرایی ملت های آسیای میانه و جهان . . .

من افغانستان را پدر آسیا می دانم . . . پدر جهان . . . قلب آسیا  . . . قلب جهان ( در این باره پسان تر خواهم نوشت که چگونه است که افغانستان به واقع قلب جهان آینده خواهد بود . اوضاع جهان این را ثابت می کند ) باز هم می گویم که ما این توانایی را داریم .. اگر ما خود را کوچک انگاریم جهان نیز به ما حقارت را خواهد داد . من افغانستان را از دور می بینم که این پتانسیل را دارد .

 

***************************************************************************************

یک نکته :

ما در فیزیک کوانتوم به این موضوع دست یافته ایم که همه ی پدیده ها و رویداد های جهان از یک قانون پیروی می کنند . قانون جاذبه . ما به این رسیده ایم که انسان می تواند پدیده های جهان را جذب کند به این صورت که جهان به انسان همان چیزی را می دهد که انسان در تصور خود ،  خود را دارنده آن می داند .

ما هر پدیده و هر چیزی را تصور کنیم در واقع آن را جذب کرده ایم و جهان نیز به این درخواست ما پاسخ خواهد داد و همین طور اگر به پدیده ی بدی فکر کنیم و آن را تصور کنیم پس جهان نیز آن را به ما خواهد داد . تاکید می کنم که این یک قانون است که بر پایه های فیزیک نوین اثبات شده است . این همان چیزی است که روان شناسان به آن نیروی درون انسان می گویند . البته این موضوع را ما می توانستیم هزاران سال پیش با استفاده از تعالیم اسلامی و قرآن کتاب خدا بیان کنیم . خداوند وقتی بگوید موجود باش آن پدیده اتفاق می افتد . چنانکه دین ما می گوید ، می دانیم که خدا از روح خود در انسان دمید و این به ما نشان می دهد که ما نیز به مقدار ناچیزی از آن نیرو را داریم چون خدا از روح خود در انسان دمید . این مقدار ناچیز همان نیروی درونی ماست . خوب این چه ربطی به موضوع ما داشت؟ ببینید اگر همه ی مردم ما تصور حقارت بکنند جهان نیز این را به ما خواهد داد ولی اگر ما خود را بزرگ پنداریم (که این طور هم هست )

جهان نیز بزرگی و عزت هزاران ساله ی ما را بر می گرداند . یک نمونه برایتان از این خود کوچک بینی برایتان بگویم . من چند سال پیش یکی از کتابهای کمک درسی افغانستان ( فکر می کنم مال دوره ی ظاهر بود ) را دیدم و کنجکاوانه خواندم چون می خواستم دید کلی ای از نظام آموزشی افغانستان بدست آورم .

در آن کتاب ها سوال هایی از درس های گوناگون بود ولی نمی دانم سهوا یا عمدا سعی شده بود افغانستان را کشوری کوچک و ناتوان نشان دهد . مثلا یک سوال این بود . مساحت افغانستان برابر با کدام یک از ایالت های آمریکا است؟ ج: تگزاس و بسیاری سوالات از این گونه ... وقتی دانش آموزان سرزمین ما این ها را می خواندند حقارت در وجودشان جای می گرفت  . . .                                                    

****************************************************************************************

 

ببینید برای من شگفت آور است که اقبال لاهوری فقید  به افغانستان به عنوان کشوری می دید که وارث تمدنهای بزرگ عهد اسلامی است و در زمان معاصر نخستین کشوری است که از یوغ استعمار رهایی یافته( البته بگذریم که میهن ما هیچ گاه مستعمره نبوده است ) و میتواند الگویی برای سایر کشور های مسلمان قرار بگیرد و خود ما خود را کوچک می انگاریم .

برای من جالب است که یک دانشجوی آلمانی ( آقای هاینه ) تقریبا همه ی زبان های ملی افغانستان  و زبان های  رسمی افغانستان را به خوبی می داند .خصوصا دری ، پشتو و ترکی ازبکی را بسیار خوب صحبت می کند، ولی ما در افغانستان افراد کمی داریم که مانند او باشند . ما خود را از یاد برده ایم و نمی شناسیم .

 

  *      *     *

ما از نظر منابع زیر زمینی بسیار غنی هستیم . نفت ، گاز ، یورانیم (که در آینده واکنون یکی ازاستراتژیک ترین منابع در جهان خواهد بود و است ؛ حال بگذریم که اورانیوم ما را انگلیسی ها  و امریکایی های بیگانه می برند ... و قربان این دولت شوم که از یک سو ادعای ... و از این منظرمیهن ما را به استعمارمیفروشد  ... ) زغال سنگ ، آهن و ... را داریم . از همه مهم تر ما آب داریم . در آینده و حتی همین حال می توانیم ببینیم که کشور های همسایه از ما آب را گدایی خواهند کرد و می کنند ( همین حالا مثلا ایران ) .

ما موقعیت جغرافیایی بسیار خوبی داریم ؛ هم از نظر ترانزیتی هم از حیث استراتجیک .

بگذریم از سرمایه های خودمان . امروزه سرمایه ی هر ملتی با منابع معدنی و طبیعی آن کشور شناخته نمی شود ، بلکه با منابع انسانی آن کشور شناخته می شود . آن بزرگ ترین سرمایه است . ما از این نظرهم غنی و سرشار هستیم .

ببینید ما با فرهنگ ترین مردم جهان را در افغانستان داریم . شما ببینید ما اگر در کوچی های افغانستان هم نگاه کنیم ، می بینیم که آنان دارای برترین فرهنگ هستند و برترین مردم کوچی در همه ی دنیا هستند . فرهنگ آنها همواره مورد توجه محققان مختلف جهان بوده است . یکی از این محققان می نویسد در یک خانواده ی کوچی بزرگ ترین نفرین یا بزرگ ترین ناسزایی که یک مادرممکن است  به دخترش بگوید این است : خدا کند زود تر شوهر کنی ! . . . ترانه های کوچی بسیار غنی و هزاران ساله است . . .

ببینید ما این چنین مردمانی هستیم . این خود هستیم که خود را نادیده گرفتیم یا در بهبوهه های ما جرا هایی که تاریخ بر سر ما آورده است ما این چنین پرورش یافتیم ، با این گفته در ذهنمان همواره روبرو بودیم " ما نمی توانیم !! "  ببینید من یک وقتی در نژاد های افغانستان تحقیق کردم . بعضی دانشمندان نژاد های جهان را به 5 دسته ی  نژادی  تقسیم کرده اند و من دیدم افغانستان 4 دسته ی  نژادی  از این 5 دسته ی نژادی  را داراست و فقط دسته ی نژادی  آفریقایی را ندارد .

امروزه هر کشوری که گوناگونی نژادی بیشتری دارد پتانسیل بیشتری برای پیشرفت دارد . شما بدانید که بسیاری از کشور های جهان به این گوناگونی نژادی و قومی افغانستان رشک می برند ( حسد می برند ).

اکنون شما ببینید کشور های اروپایی ، آسترالیا ، امریکا ، کانادا و بسیاری از این کشور های جنوب شرق آسیا  ، آمریکای لاتین و کشور های عربی   با آمدن نژاد های گوناگون به کشورشان بسیار پیشرفت کردند ولی آنها با این مسئله روبرو هستند که این بسیاری از این نژاد ها یا به سرزمین اصلی خود وفادار ترند یا به ارزش های کشور دوم چندان پایبند نیستند و در تلاش هستند که فرهنگ خود را نگهداری و حتی گسترش دهند ( مثلا چینی ها در کانادا و آسترالیا و اسپانیولی ها در آمریکا که مثلا ما در جریان تیبت (تبت ) و همچنین مشعل المپیا دیدیم که چینی های آسترالیا به پشتیبانی چین مائوئیست  مظاهره کردند یا مظاهره ی(تظاهرات )چینی ها در سنفرنسیسکو امریکا . . . ) یا در بعضی جاها حتی خطری برای امنیت ملی کشور های دوم هستند و مسایل دیگر که کشور های گفته شده با آن ها روبرو هستند .

اکنون ببینید ما این مشکلات را نداریم نژاد ها و اقوام افغانستان هر کدامشان دست کم یک قرن در این میهن تاریخ دارند . آنان به کشورشان عشق می ورزند . فرهنگشان یکسان است . بیشتر قوم های افغانستان هزاران سال است که با هم به خوشی زندگی می کنند .

 یک چیز جالب این که ما جنگ ها و خونریزی ها بین اقوام گوناگون در افغانستان را داشته ایم ولی هیچ گاه جنبش های تجزیه طلبی را نداشته ایم ! ( به غیر از بعضی  از ... )همه به اصل افغانستان وفادار بوده اند .

 

امروز دنیا افغانستان را به گونه ای دیگر شناخته است . افراط گرایی در افغانستان تا 25 سال پیش اصلا سابقه نداشته است ( غیر از یک زمان در دوره ی عبد الرحمان ) . افغانستان میهن سازش بوده است . سازش ادیان گوناگون . هر اندیشه ای درافغانستان مجال رشد یافته است . بسیاری از دارندگان اندیشه های بشری افغانستان را جایگاهی برای گسترش اندیشه هاشان و پایگاهی برای صدور آن یافته اند . ادیان و اندیشه های گوناگون ( اسلام ، بودائیزم ، زردشتی ، یهودی ، مسیحی ،هندوئیزم ، سیک و ... ) در افغانستان رشد کرده اند . حتی فرقه های گوناگون اسلامی مانند چندین فرقه ی سنی و چندین فرقه ی شیعه در افغانستان هستند . حتی ما تا چند سال پیش کافر هم در افغانستان داشتیم . در درازنای تاریخ تمدن های بزرگ  افغانستان همه ی اندیشه ها گرامی داشته شده و ارج نهاده شده است . 

 

سال ها اندیشیدم و دیدم :

 

 

اتوپیا( شهر خوبی ها)ی من همین ، میهن من ( افغانستان) است .

 

 

پردایس ( پارادایس یا بهشت ) گمشده ی من ، میهن من است .

 

 

ما در افغانستان بهترین های جهان را داریم . خدا بر ما منت نهاد و بهترین آفریدگانش را در افغانستان جای داد . ما در افغانستان نورستانی ها را داریم . آنها از سپاهیان اسکندر مقدونی هستند . آنها اروپا ، ایران ، هند و... را گشودند . اسکندر و سپاهیانش از پیشرفته ترین علوم نظامی برای گشودن جهان استفاده کردند و با این که در جاهایی تعدادشان از طرف مقابل بسیار کمتر بود ولی آنها پیروز شدند . اینان ( نورستانی ها )  فرزندان سپاهان الکساندر هستند . امروز حتی اگر از یک دخترک خردسال ایتالیایی هم بپرسید قهرمان  تو و میهن تو کیست ، با آن زبان خود می گوید : آلساندرو مگنیا ؛ حال چه رسد به یونانی ها و مقدونیه ای ها و دیگر اروپایی ها . این هم وصف یکی از نژاد های افغانستان !

ما در افغانستان ترک تباران را داریم . ( ترک : زیبا ) کسانی که با لیاقت خود در بسیاری از امپراتوری های  چند هزار سال پیش دارای مقام های بزرگ شدند . ما ترک های مغول تبار ( قزاق ها ، قرقیز ها ، ازبک ها ، تاتار ها و .. ) را در افغانستان داریم . آنان از تبار کسانی هستند که چین را گشودند ، ایران را گشودند ، امپراتوری روم را گشودند . جهان را گشودند . نظمی که در جهان بود را تغییر دادند . آنها امپراتوری های ستمگر جهان را نابود کردند .

ما در افغانستان عده ای از عرب ها را داریم . آنها کسانی هستند که زبانشان شیوا ترین زبان جهان است .

ما تاجیک ها و هزاره ها را در افغانستان داریم . این دو قوم در بسیاری از موارد هیچ فرقی با هم ندارند .

در فرهنگشان ، زبانشان ، و در بسیاری از موارد در مذهب و حتی در برخی موارد در ظاهر و چهره شان با هم تفاوتی ندارند . در بسیاری از جاهای افغانستان سرزمین هاشان جدا ازهم نیست . . . (در مورد تاجیک ها و سایر اقوام میهن زیاد نمی دانم . لطفا به من کمک کنید .) هم در بدخشان و دیگرجاهای شمال افغانستان دمبوره به عنوان ساز محلی شناخته می شود هم در ازره (هزارستان یا ...) . هزاره ها نرم خوی ترین و انعطاف پذیر ترین اقوام افغانستان هستند . همان گونه که گفتم بسیاری از سرزمین هاشان با تاجیک ها ، پشتون ها ( پختون ها ) ، ازبک ها ( اوزبیک ها ) ، ترکمن ها ( تورکمن ها ) ، تاتار ها ، نورستانی ها و . . . یکسان است و نمی توان سرزمینی را به عنوان سرزمین هزاره تفکیک کرد . به گفته ی آقای کریم کرزی که پیشتر در این وبلاگ نظر داده بودند ( در مطالب پیشین ) ؛ سرزمین هزاره ؛ افغانستان است .

 آنها بازماندگان امپراتوری کوشانی ها و یفتلی ها  هستند . کشور کوشانی شامل افغانستان کنونی ، شرق ایران ، شمال هند و همه ی آسیای میانه تا شمال کازاخستان ( قزاقستان ) کنونی بود . کوشان ها از اقوام یواچی بودند که یک

دسته از اقوام ست است . ( کوشان ها در انتهای غربی قلمرو ست ها زندگی می کردند .و یفتلی ها نیز از اقوام ست هستند ....)

آنها از یونانی ها ( پس از حمله ی اسکندر ) شکست خوردند و در کمال شگفتی امپراتوری ای کوشانی _یونانی ساختند . با خط و زبان یونانی آشنا شدند و تنها مردمانی بودند که حکومتی با سازش با یونانی ها ساختند و خود زیر حکومت آنها نرفتند .

آنها پسان تر یک حکومت هندی _ کوشانی ساختند و ... پسان تر ...

جنگ هایی میان آنها و ایران درگرفت و در پایان این جنگ ها با ازدواج یک شاهزاده ی کوشانی با یک شاهزاده ی ایرانی پایان یافت و دو کشور متحد شدند . با توجه به روحیه ی انعطاف پذیری کوشانی ها می بینیم این مردم باز زبان فارسی را آموختند و با فرهنگ آریایی ها آشنا شدند . به آریایی ها اجازه دادند تا در

سرزمین های کوشانی در تاجیکستان امروز ، بدخشان افغانستان و شهر های بلخ ،سمرقند ،بخارا ،هرات و ... ساکن شوند . با این که دین رسمی کشورشان بودایی بود به آریایی ها اجازه دادند که دین زردشتی را ترویج کنند و آتشکده ها را بسازند .با هجوم مغول ها در افغانستان خود را با فرهنگ آنان تطبیق دادند و در دستگاههای آنها مشغول به کار شدند.  با این که مغول ها بسیاری از سرزمین های کوشانی را نابود و مردمش را قتل عام کردند ، ( چنگیز خان بامیان را نابود کرد و همه ی مردمش را کشت . ) گوشه هایی از فرهنگ مغولی را فرا گرفتند . با زبان آنان آشنا شدند ولی زبان ازرگی ( دری هزارگی ) خود را حفظ کردند و به آن غنا بخشیدند . با هجوم ترک ها به سرزمین افغانستان امروز هزاره ها در بسیاری از حکومت های آنان مشغول به کار شدند و فرهنگ و زبان آن ها را فرا گرفتند . . .

هزاران سال پیش امپراتوران چین ، هند ، ایران ، روم و مصر لباس های ابریشمین ( برک هزارگی ) را به عنوان فاخرترین و زیباترین لباس ها می پوشیدند در حالی که در سرزمین ازره هر کودکی برک را به عنوان یک لباس عادی می پوشیدند  . . .

به دید کلی هزاره ها که بومی ترین مردم افغانستان ، آسیا و حتی شاید بومی ترین مردم جهان هستند با هر مهاجمی سازش کردند با فرهنگشان آشنا شدند و خود از بین نرفتند . از 300 سال پیش به این طرف

این فرهنگ سازش هزاره ها تبدیل به فرهنگ پذیرش ستم در میان آن ها شد و تا به امروز که می بینیم که حتی بعضی ها تاریخ حداقل 14000 چهارده هزار ساله ی هزاره ها را قبول ندارند ...

ما پشتون ها را در افغانستان داریم . مردمی که اگر نبودند کشوری به نام افغانستان وجود نداشت . آنها در دورانی که به قسمت شرقی ایران ( افغانستان کنونی ) توجهی نمی شد و مردم این بخش به عنوان شهروندان درجه ی دوم  شناخته می شدند ، سبب استقلال افغانستان شدند. آن در زمانی بود که حکومت ایران به خواسته های مردم افغانستان کنونی هیچ توجهی نمی کرد . تا جایی که یک حاکم گرجی را بر قندهار( به گفته ی خودم! کندهار بابا ) و مردمش تحمیل کرد .پشتون ها ما را روحی تازه بخشیدند و اگر آنها نبودند ما به وسیله ی همسایگان خورده می شدیم! آنها کسانی بودند که به حکومت آن دوران خواسته های مردم افغانستان را شناساندند و به سبب بی توجهی حکومت ستمگر دوران ناچار به استقلال شدند . آنان شمال هند را گرفتند و بزرگی ملت ما را به دنیا نشان دادند و . . .

 

 

همه ی این ها را گفتم که بدانیم ما بزرگ هستیم . این فقط بررسی چند قوم از 50 قوم افغانستان بود . ما دردرازنای تاریخ همواره در همه ی جهان درخشیدیم . دنیا را تغییر دادیم . بدانیم ما مردم افغانستان فرزندان آنانیم . اگر به جایگاه واقعی خود در جهان نرسیم ، به نیاکان خود چه پاسخ دهیم ؟؟؟ سرزنش آنان بر ما می رسد اگر خود را بالا نبریم ...

مثل این که سخن بسیار به درازا کشید . ببخشید تو را به خدا !

درود بر شما و درود چندین برابر به نیاکان شما مردم با شرف افغانستان

راستی تو را به خدا برایم دعا کنید . خصوصا آنهایی که در افغانستان هستند . چون آن سرزمین مقدس است.

برای این که فراموشتان نشود ، همین حالا برایم دعا کنید که خدا من را ، یک فرزند افغانستان را پیروز و رستگار کند .

دعا کردید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب ........

 

به امید دیدار... د خدای پامان ...

جاویدان باد . . . افغانستان . . . مادر پیر اورآسیا

 

 

شهر   من  ،  من  به  تو  می اندیشم  نه  به  تنهایی خویش

 

 

از پس شیشه  تو را می بینم ، که  گرفتی مرا در بر خویش

 

 

من وضو  با  نفس خیال تو می گیرم ، و  تو را  می خوانم

 

 

و به شوق فردا که تو را خواهم دید ، چشم به راه می مانم

 

 

تن     من    پاره ای      از    ،      آن      تن     توست

 

 

و   قشنگ ترین    شب های     پر ستاره   ،  شب  توست

 

 

* * *

نویسنده : نیک   ف

در می  ۲۰۰۸  

+written by نوشته شده توسط مير ازره...MIR ... AZARA در 87/02/28 PostDateو ساعت 4:29 بعد از ظهر |

 

زیونیزم (سیهونیسم یا صهیونیسم ) خطری برای دنیاست و همچنین خطری بزرگ برای افغانستان و آسیای میانه

 

 

 

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

 

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم اجمعین

 

 

 

خدایا بر محمد و خاندانش درود فرست و فرجشان را نزدیک کن و دشمنانشان را نابود کند .

  

 

به نام خداوند بخشاینده ی مهربان

 

ما به موسی کتاب دادیم و آن را راهنمای بنی اسرائیل کردیم . جز من کارسازی برنگزینید .

ای فرزندان کسانی که همراه نوح به کشتی بردیم نوح بنده ای سپاسگزار بود .

در آن کتاب به بنی اسرائیل اعلام کردیم که دو بار در زمین فساد می کنید و برتری جویی بزرگی خواهید داشت .                                                                                                                                                                                                                    

چون وعده ی نخستین آن بیاید مردان بسیار نیرومند را برای شما برانگیزیم تا درون خانه ها را جست و جو

کنند و در این وعده تردیدی نیست .

آنگاه شما را بر آنها چیره گردانیم و با اموال و فرزندان یاریتان کنیم و نفراتتان را بسیار گردانیم .

آگر نیکی کنید به خود کرده اید و اگر بدی کردید باز به خود کرده اید و چون وعده ی دیگر فرا رسد اثر غم و اندوه در رخسارتان آشکار شود همانگونه به مسجد درآیند که در بار نخست وارد شدند و آنچه را زیر سلطه ی خود بیابند به سختی نابود گردانند .

امید است که پروردگارتان به شما رحم کند و اگر برگردید ما هم باز خواهیم گشت و ...

سوره ی اسراء قرآن (کتاب خدا )

 

 

 

 اسلام دین ماست و آن والاترین دین است . دینی که با منت خداوند بر مسلمانان از گزند تحریف به دور ماند . در حالی که ادیان دیگر حتی در مبانی خود تحریف شده اند .

به مانند مسیحیت که به یگانگی خداوند شرک ورزید و ... اکنون مسیحیت فرقی با کفر نمی کند ...

و یهودیت نیز از پایه های خود دچار تحریف شده است . اینک این مسیحیان و یهودیان دین ما را در جهان به سخره می گیرند ؟؟؟؟؟

آن هنگامی که مسلمانان در بلخ و بخارا و هرات و ... در پیجیده ترین مسایل علمی کار می کردند اجداد بعضی از اروپاییان در غارها زندگی می کردند . تاریخ می گوید تا قرن پیش اروپایی ها حتی با حمام آشنایی نداشتند !!! بعد از این قرن جدید به تقلید از مسلمانان ...

آنان کتاب های دانشمندان مسلمان افغانستانی  مانند ابو علی سینای بلخی ( دانشمند بزرگ افغانستان ) ابو ریحان بیرونی (دانشمند افغانستانی ) فارابی ( افغانستانی ) خوارزمی ( دانشمند افغانستانی ) خواجه نصیر الدین طوسی عمر خیام نیشابوری غیاث الدین جمشید کاشانی و... را ترجمه کردند و ...

اکنون  پیشرفت خود را مدیون ما هستند ... اینک به ما توهین می کنند ... به دین ما ...به پیامبر ما  (پیامبری که او راز آسمان ها است ) و ... این تحمل ناپذیر است .

 

 

 

این را همه ی ما می دانیم که یهودیان نخستین امپراتوری یکتاپرستان دنیا را ساختند (در زمان داوود پیامبر و سلیمان پیامبر ) . ولی این امپراتوری پس از داوود به دلیل پیروی نکردن بنی اسراییل از پیامبر بعد از داوود از بین رفت .

 

یهودیان با زیونیست ها بسیار تفاوت دارند . از همان آغاز یهودیت کسانی از یهودیان تلاش می کردند تا آیین

موسی را تحریف کنند که این کار را نیز انجام دادند . تا همین قرن که می بینیم زیونیزم نیز در ادامه ی همین تلاش ها برای دگرگونی آیین مقدس موسی پیامبر بزرگ خداوند است .

تئودور هرتزل اتریشی ایده ی کشور یهود را داد ... کانون یهودیان سه منطقه ی دنیا را برای ساختن این کشور پیشنهاد کردند : آرجنتاین (آرژانتین ) پالستاین (فلسطین ) و آنگولا  که فلسطین برگزیده شد .

دیزرائیلی و چرچیل (نخست وزیر یهودی انگلیس ) از آن پشتیبانی کردند و نتیجه ی این تلاشها قیمومیت بریتانیا بر پالستاین و کوچانیدن یهودیان اروپا روسیه و آمریکای شمالی به آنجا بود . سرزمین های فلسطینی

یکی پس از دیگری به زیر اشغال رفتند .فلسطینی های بیشتری کشته شدند و نیمی از فلسطینیان آواره شدند .

جنگ اعراب و اسرائیل و ...

اکنون در دو ناحیه ی سرزمین فلسطین موجودیتی از فلسطین وجود دارد ...

 

 

در اینجا نخست پرسش هایی به میان می آید .

نخست این که اگر چندین هزار سال پیش قومی در جایی زندگی می کردند و به سبب هایی کوچ کرده و به

جاهای دیگر دنیا رفتند و گروهی دیگر به جای آنان در آنجا زندگی را آغاز کردند  اکنون آیا این حق گروه

نخست است که دوباره با زور و کشت و کشتار دوباره به سرزمین ها ی نخست برگردند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوم این که از کجا آشکار می شود که این کسانی که دوباره به سرزمین پالستاین (فلسطین ) آمدند یهودی

اصیل باشند؟؟؟؟؟ اکنون ما در سرزمین های اشغالی یهودیان از نژاد افریقایی را می بینیم و از نژادهای

غیر یهودی و در مجموع یهودی شده ها را  می بینیم !!!!!!!!

سوم این که آیا می توان این کشور را با امپراتوری داوود و سلیمان مقایسه کرد؟؟

حکومت داوود و سلیمان حکومت برابری و برادری و فرمانروایی خداوند بود آیا اسرایل نیز همین گونه است؟؟؟

آیا هولوکاست رخ داده است یا این نیز یک فریب و دروغ جهانی است ؟؟؟

اگر هولوکاست وجود داشته است چرا قتل عامهای رواندا کشتار ها به وسیله ی خمر های سرخ قتل عامهای جنگ جهانی اول و دوم  کشتار های افغانستان کشتار سرخ پوستان در قاره ی امریکا کشتار چینی ها به دست ارتش جاپان کشتار ویتنامی ها به دست امریکایی ها کشتار الجزایری ها به دست ارتش فرانسه کشتار لیبیایی ها به دست ایتالیایی ها و ......... چرا این کشتار ها که به صدها میلیون می رسد به مانند هولوکاست بزرگنمایی نشده است ؟؟؟؟؟؟؟؟

آیا اروپاییان از ساختن اسرائیل هدفی جز جدایی مصر از سرزمین های دیگر عربی(جلوگیری از شکل گیری قدرتی عربی...)  و هدفی جز بیرون راندن یهودیان از اروپا داشتند؟؟؟؟؟

 

 

از کاوش در زیونیزم بر می گردیم به تقلای اسرایل این کشور کوچک برای نفوذ بر دنیا .

اسرایل کشوری است که آشکارا از تروریزم پشتیبانی می کند . در همه ی دنیا جاسوسی می کند . درامریکا

کانادا و کشورهای اروپایی نفوذ دارد و پشتیبانی کننده (لابی ) زیونیزم در همه امریکای شمالی وجنوبی  اروپا و آسترالیا کار می کند.

 

 

در خاورمیانه و کشورهای عربی زیونیزم کار می کند ...

در آسیای کوچک و ترکیه زیونیزم نفوذ دارد به گونه ای که صاحبان صنایع بزرگ ترکیه از یهودیانند .

اسرایل هزاران هکتار از زمین های حاصل خیز ترکیه را در سالها پیش خریداری کرد . اسرایل با ترکیه

رزمایش(مانور ) برگزار می کند و سلاح های جنگی به ترکیه می فروشد و ...

در گرجستان  و قفقاز و آذربایجان ایسرایل نفوذ دارد و کار می کند ...

در آسیای میانه ی ما نیز اسرایل کار می کند . در اوزبکیستان اسرایل سرمایه گذاری کرده و در آنجا نفوذ دارد. یهودیان اوزبکیستان که به هزاران تن می رسند در آنجا نفوذ اقتصادی و سیاسی دارند .

در ترکمنیستان قرقیزیستان کازاخستان (قزاقستان )و در همه ی آسیای میانه زیونیزم نفوذ دارد .

 

اکنون با آمدن امریکا در افغانستان جای پای ایزرایل هم باز شده است . اسرایل در افغانستان جاسوسی

می کند . ( یک نمونه از جاسوسی  ایسرایل این که سامانه ی جاسوسی الکترونیکی رافائل را در

افغانستان راه اندازی کرده است ) جاسوسان اسرایل در همه جای افغانستان (کشور جاسوسان ) هستند .

اسرایل در پوشش سازمان های غیر دولتی (( NGO در افغانستان کار می کند . در لباس ناتو و نیروهای

چند ملیتی و ... اسرایل در افغانستان حضور دارد . میسیونر های مذهبی به افغانستان می فرستد .

فعالیت تبلیغ کنندگان مسیحیت در افغانستان بسیار زیاد شده است و آنها از هر امکانی برای تبلیغ مسیحیت

بهره می برند .

روزنامه ی الرای العام در چندی پیش گزارشی از فعالیت اسرایل در افغانستان در اینتر نت ارائه کرد .

در این گزارش نوشته شده بود که اسرایل اعلام کرده که ما یک ملیون یهودی مسلمان شده در افغانستان داریم.

این ها باید به یهودیت بر گردند . ایسرایل خاخام های  پشتون یهودی را آموزش داده است . هر کسی را که

به یهودیت بیاید را اسرایل پشتیبانی می کند و به سرزمین های اشغالی فلسطین می برد و ...

یک چیز جالب این که در بیشتر سازمان هایی که زیونیسم نفوذ دارد نماد آن سازمان نماد زیتون (سازمان ملل متحد ) یا کنیسه ی یهود ( یونسکو ) یا مار و ... (بهداشت جهانی ) یا شمعدان و یا ستاره ی شش پر داوود است که یک نکته ی جالب این که نماد دانشگاه کابل نیز زیتون و کتابی شبیه به شمعدان است و این

نشانی از زیونیسم ...

 

به گونه ی کلی اگر بگویم اسرایل برای افغانستان خطر است و با تاسف که دولت ما راه را برای اسرایل و

مزدورانش در افغانستان باز گذاشته است و حتی نمی تواند از حضور میسیونر های مذهبی که  آشکارا تبلیغ دین های تحریف شده ی مسیحیت و یهود را می کنند را بگیرد .

آه از این دولت های پست که ملت ها را نیز به پستی می کشانند ...

 

 

از اینها گذشته ...

ما مسلمانان و همه ی مردمان راست اندیش جهان  با اصل زیونیسم  مشکل داریم ... چرا باید رجیمی نژاد پرست در جهان وجود داشته باشد ...

که در جهان فساد کند ...

 

 

زيونيسم و مزدورانش اكنون براي ضعيف كردن ما و مردم ما آغاز به تبليغ سكولاريزم

 

كرده اند .من در این جا اعلام می کنم پایه های اندیشه ی سکولار  سست و آن در

 

حال نابودی است . . .

 

د خدای پامان

 

+written by نوشته شده توسط مير ازره...MIR ... AZARA در 87/01/15 PostDateو ساعت 11:24 قبل از ظهر |

سال نو خوبی برایتان آرزو می کنم .........هم میهنان

 

گرامی ...در هر جای دنیا...

 

 

 

 

گل   گلشن   گلفام   ۲ 

 

 

 

 

احمد ظاهر فقید به سبب اندیشه اش (ایدئولوجی اش ) کشته شد .

 

در نوشته ی پیش آوردم که تیره روزی ما از آن جایی آغاز شد که روشن اندیش ها دانشمندان و اندیشمندان (گل ها ی ) گلشن (افغانستان ) ما را از میدان بیرون کردند . در این جا درباره ی یکی از این روشن اندیش ها نوشته ام .

سالها پیش یکی از آهنگ های احمد ظاهر را در هنگامه ی ناباوری از دیدن چهره ی افغانستانی که میدیدم بدست آوردم . او ندایی خوش داشت و بسیار گیرا. من که او را نمی شناختم با خود اندیشیدم که او باید از خوانندگان نو باشد زیرا ندای شیوای او به گونه ای بود که گویی همین 7 و 8 سال پیش می زیسته است .

چندی گذشت و دانستم که او 29 یا 30 سال پیش به سبب هایی که تا کنون در درستی آنها جای گفت و گو

است درگذشته است .

کسانی می گویند او در یک رخداد هنگامی که در خودرو (موتر)خود بوده است کشته شده است . کسانی

دیگر نیز می گویند که او در ایران در هنگام دگرگونی (انقلاب ) به دست مزدوران خمینی کشته شده است.

کسانی دیگر می گویند که او به دست دولت افغانستان در هنگام گذشتن او از سالنگ  ترور شده است .

(چند سال پیش افغانستانی های آمریکا در آتلانتا با بازجویی از کسی که گفته می شود قاتل احمد ظاهر فقید

است  دریافتند که احمد ظاهر به  دستور حکومت آن دوران در سرک سالنگ  کشته شده است ... )

 

به نظر من نیز او به دست حکومت افغانستان کشته شده است . و روشن اگر بگویم او به سبب اندیشه هایش

کشته شده است .

این را می توانم بگویم که او انسانی بزرگ بود . با این که فرزند نخست وزیر بود ولی بسیار فروتن بود .

بخشنده بود و ...

میهن گرا و مردم گرا (ملی گرا ) بود . به آزادی می اندیشید . آزادی مردم افغانستان از هر چه بوی خواری (ذلت ) بدهد(آزادی از زیر دست بودن و پست بودن در برابر کشورهای همسایه و ابر قدرت ها . . . )

 آزادی از افراط گرایی ( چه افراط گرایی اسلامی  چه افراط گرایی کمونیزم و چه افراط گرایی

لیبرالیزم و ...) و آزادی از نژاد گرایی و قوم گرایی و آزادی و آزادی . ..

 اکنون خانواده اش در آمریکا هستند ...

 

در این جا سخنی را می آورم که شاید شما هم آن را شنیده باشید و اندکی اندیشه های او را در شعری که

 به زیرکی خوبی اندیشه های او را آورده است به ما می شناساند . شعرش را نمی دانم از چه کسی است .

اگر شما آگاهی از آن دارید مرا آگاه سازید .

باز هم می گویم که این تنها اندکی از اندیشه های او را به ما می شناساند .او  حکومت دوران خودش و

گروههای سیاسی آن دوران را سرزنش می کند .

 

 در بیت نخست او زندگی یگ مردم و یگ میهن را هنگامی می داند (یگ میهن را هنگامی زنده می داند ) که بنده و زیردست دیگران نباشند و اگر یگ ملت بنده دیگران باشد زندگی آن مردم به پایان می رسد .در بیت دوم و سوم می خوانیم هنگامی که دربرابر بندگی ما دیگران ما را هدیه ای (خلعتی) به ما دهند این هدیه نیست ( و به گفته ی ما نان بی ننگی است ...) و اگر ما در در برابر دیگران (هم بیگانگان و هم کسانی که خواری ما را پیش بیگانگان می خواهند ) ایستادگی کرده و نابود شویم این شرف ماست و در این ما را بزهی (گناهی) نیست .

و در پایان می خوانیم ...

زندگی یگ ملت هنگامی است که آن آزاد و مستقل باشد .(استقلال سیاسی  اقتصادی و ... )و راه ما  برای

بدست آوردن آزادی مبارزه است  و بس . (من می گویم من می گویم من در اینجا می گویم  من می گویم ...

 هر اندیشه ی سیاسی ای که هر گروپی دارد داشته باشد ولی برای این که حکومت را در دست بگیرد کاری نکند که دستهای بیگانگان به دامن پاک این میهن برسد . کاری که حکومت های شاهانه  حکومت کمونیسم  و حکومت مجاهد ها با آن همه ادعا و حکومت طالب ها آن را انجام دادند و نفوذ بیگانگان را به شیوه ی

مفتضحانه ای در کشور آوردند ... و اکنون نیز حکومت جمهوری تاجدار کرزی این کار را کرده و می کند به گونه ای که بوی تعفن آن در دنیا پیچیده است.

بگذریم از این سخنان که کارهای این حکومت های دست نشانده به مانند لجن زیر استخر می ماند که هر چه

بیشتر آن را حرکت دهیم بوی گندش بیشتر می شود ...)

 

 

 

 

 

زندگی آخر سر آید بندگی در کار نیست                      بندگی گر شرط باشد زندگی در کار نیست

با حقارت گر ببارد بر سرت باران در                       آسمان را گو برو بارندگی در کار نیست

گر فشار دشمنان آبت کند مسکین مشو                       مرد باش ای خسته دل شرمندگی در کار نیست

زندگی آزادی انسان و استقلال اوست                       بهر آزادی جدل بندگی در کار نیست

 

 

 

 

با آرزوی سال نو خوب برای همه ی افغانستانی های دنیا از ایسلند تا جاپان از چین تا مالایزیا و از

 لاتینو آمریکا تا کانادا و ازخاور تا باختر این دنیا.............

و برای مردم خود افغانستان آرزوی سربلندی و بهروزی دارم و از خداوند می خواهم که سال نو وضع ما

را به گونه ای دیگر دگرگون کند .

به امید افغانستانی آباد و آزاد و سرفراز

افغانستان جاوید باد .

 

 

 

افغانستان ای مام قلندر گریه تو ره نبینه این دنیای بی رحم

 

 

+written by نوشته شده توسط مير ازره...MIR ... AZARA در 86/12/19 PostDateو ساعت 2:42 بعد از ظهر |

برای شما آرزوی سال نو خوش می کنم.

 

گل   گلشن   گلفام

 

به نام خداوندی که افغانستان را برای باشکوه بودن آفرید و به خداوندی خداوند سوگند که او نیز 

نمی خواهد روزگار مردم ما این گونه باشد .

 

چرا افغانستان این چنین دگرگون شد وپشت به گذشته ی پرشکوه خود (صد هزار 

سال ـتاریخ سکونت انسان در این سرزمین ـ و حداقل ۱۴ هزار سال تمدن ) 

کرد؟؟!!

هنگامی که به گذشته ی گلشن (افغانستان ) بنگریم کشتار روشنفکران  دانشمندان 

و گریختن آنها را  در هنگامه (زمان ) حکومت های عبد الرحمان تا ظاهر

و داوود و رجیم کمونیستی و رجیم های مجاهدین و طالبان  می بینیم .

هنگامی که بزرگان و روشنفکران  بر بالای دار و در سیاه چال ها برده شدند

کسانی خواهند آمد که شایسته نیستند......

گلهای گلشن (افغانستان ) ما را حکومت گلفام ها (گل رنگ ) نابود کردند آن 

هنگام بود که ریشه ی نگون بختی ما رویید ...

و اکنون حکومت ها نا شایسته ...