آنتی هزاره ئیسم(تفکر ضد هزاره)وآنتی هزاره ئیست ها
یا آنتی کوشانیسم و آنتی کوشانیست ها
The "Anti _Hazaraism" & The "Anti _ Hazaraist"s
The "Anti _Kouchanism"& The "Anti _ kouchanist" s
باستان شناسان در افغانستان بقایای مردمی را که در ۱۰۰۰۰۰ صد هزار سال پیش
می زیسته اند راکشف کرده اند . البته این آشکار نشده است که این بقایا مربوط به
چه انسان ها یی است .
البته این ثابت شده که افغانستان تاریخ صد هزار ساله دارد .
از تمام كساني كه اين مطالب را مي خوانند مي خواهم كه از حقيقت نرنجند و ناراحت نشوند .
در هزاران سال قبل آسیای مرکزی شرق چین شمال هند پاکستان امروزی شرق ایران و تمام خاک افغانستان جزئی از امپراتوری هزاره ها ( کوشانی ) بود .
از آن سالهای عظمت و شکوه میرسیم به 300 سال قبل ...
نزدیک به 300 سال است که ملت هزاره مورد آزار شکنجه تحقیر توهین قرار می گیرد . سرزمین هایش اشغال می شود و ملت ما را آواره می کنند . می توان کفت که نزدیک به 75درصد ملک هزاره در طول این 300 سال اشغال شده است .
حال می توان پرسید :چرا . این دلیل روشنی دارد هزاره ها در درازنای تاریخ افغانستان ایران هند و آسیای میانه همواره قدرت بسیار زیادی داشتند . این قدرت فقط نظامی و اقتصادی نبود . این قدرت علمی و فرهنگی نیز بود . و مهمتر از همه می توان گفت که این قدرت ناشی از تاریخ بسیار بسیار طولانی هزاره ها ( 10000ده
هزار سال ) در منطقه ی آسیای میانه ایران هند و افغانستان است .
بنا بر این هر که می خواست قدرت بدون رقیبی باشد باید رو در روی قدیمی ترین تمدن آ سیا ( و یا شاید هم جهان ) می ایستاد .
این گروه ها که من از آنها به نام آنتی هزاره ها یاد می کنم از چند هزار سال قبل شروع به تضعیف هزاره کردند .
تقریبا می توان گفت اولین گروه آنتی هزاره ( ضد هزاره ) آریا یی ها بودند . می دانید که در حدود 5000 سال قبل هزاره ها در آسیای میانه و شمال هند و تمام شرق ایران امپراتوری قدرتمند کوشانی را داشتند .
آریایی ها که اقوامی کوچ نشین در منطقه ی سیبری امروزی و جنوب رو سیه امروزی بودند . تصمیم به هجوم به سرزمین های دیگر گرفتند یکی از این سرزمین ها مناطقی بود که در مجاورت امپراتوری کوشانی قرار داشت .یعنی غرب ایران امروزی . آنها برای تسلط به غرب ایران امروزی با ساکنان بومی آن جنگیدند و آنها را شکست دادند و سرزمین هایشان را اشغال کردند .آنها بعد از هزاران سال کوچ نشینی تمدنی را به وجود آوردند . اکنون آنها قدرت مند ترین قدرت آسیا را در شرق خود احساس می کردند . سالیان زیادی گذشت و جنگ های زیادی میان
کوشانی ها (هزاره های قدیم ) و تمدن کوچ نشین ها در شرق امپراتوری در گرفت . تا این که این جنگ ها با شکست امپراتوری کوشانی وازدواج یک شاهزاده ی کوشانی با شاهزاده ای از ایران پایان یافت .
و در حقیقت امپراتوری کوشانی جزئی از ایران شد . ( سقوط امپراتوری کوشانی را می توان با شکست و ویرانی تمدن مصر به دست بربر ها مقایسه کرد .)
بنابراین اولین گروه آنتی هزاره آریایی ها بودند .
دومین گروه آنتی هزاره یونانی ها و مقدونی ها بودند که شهر های کوشانی را به آتش کشیدند . و بعد ها حکومتی از به هم آمیختن کوشانی ها و یونانی ها در آسیای میانه و ایران شرقی به وجود آمد .که زبان رسمی این ام÷راتوری یونانی و خط رسمی یونانی بود .
سومین گروه آنتی هزاره مغول ها بودند . بله مغولها ! این اندیشه که می گویند منشا هزاره ها از مغولهاست اندیشه ای خنده دار و بسیار اشتباه است . چون دلایل بسیار واضحی ...
مغول ها و چنگیز خان بامیان را به آتش کشیدند و همه ی مردم آن را کشتند . حکومت کوشانی را بسیار ضعیف کردند و ...
چهارمین گروه آنتی هزاره ترکان بودند .
و آخرین گروه آنتی هزاره پشتون ها بودند . پشتون ها اقوام کوچ نشینی بودند که در شمال هند زندگی میکردند . آنها از حدود 400 سال قبل شروع به مهاجرت به کوهپایه های هندوکوش کردند . بعد از سالها آنان قدرت گرفتند .و در زمان احمد ابدالی به یک حکومت دست یافتند .
ولی آنها همیشه خود را در مقابل قدرت بلامنازع هزاره ها میدیدند .
تا اینکه عبد الرحمان با کمک خود هزاره ها به حکومت رسید .
او که تنها رقیب خود را هزاره ها می دید شروع به تضعیف هزاره ها کرد .او نزدیک به 75 درصد از سرزمین های هزاره( که این سرزمین ها باقیمانده ی سرزمین های امپراتوری کوشانی بود که تمام آسیای میانه ایران و هند را در برمی گیرد ) را با نیرنگ و جنگ و ... اشغال و افغان ها ( پشتون ها) را در آن ساکن کرد .
این گروهها که نام بردم مهمترین گروههای آنتی هزاره تاریخ بودند و بسیاری گروههای دیگر نیز وجود داشته که مجال ذکر کردنشان نیست .
از این دوران به بعد (حکومت عبد الرحمن )هزاره ها تضعیف شدند تا به اکنون که می بینیم ...
در زمان کمونیست ها حزب افغان ملت که در پیشاور مستقر و مخالف حکومت کمونیستی و طرفدار حکومت اسلامی بود یکی از دلایل مخالفت با حکومت کمونیستی را این می دانست که یک هزاره "سلطان علی کشتمند "نخست وزیر این حکومت بود . در میان گروههای اسلامی نیز آنتی هزاره ئیسم را می بینیم . اکنون نیز هم در میان گروههای سکولار هم در میان گروههای اسلامی آنتی هزاره ئیسم را به شکل های مختلفی می بینیم . هم در میان لیبرال ها هم کمونیست ها و هم ...
در دولت کنونی کرزی نیز آنتی هزاره ها وجود دارند مثلا انور الحق احدی رئیس حزب افغان ملت و وزیر مالیه و بسیاری دیگر ...
خود آقای کرزی نیز تمایلات آنتی هزاره دارد ولی آن را آشکار نمی کند.
در میان دولت های کنونی جهان نیز دولت های آنتی هزاره و به طور کلی تمایلات آنتی هزاره دیده می شود . به سخنی دیگر تمایلات آنتی هزاره بر سیاست خارجی این دولت ها اثر می گذارد .مثلا دولت های هند و پاکستان همیشه تمایلات آنتی هزاره داشته و دارند . آنها هیچ وقت نمی خواهند هزاره ها در افغانستان یا در کشور خودشان قدرت بگیرند .
دولت آمریکا و مجموعا کشور های غربی نیز هیچ وقت نمی خواهند هزاره ها در افغانستان و یا هیچ جای دیگر دنیا قدرتمند شوند . آنها دلایل زیادی بزای این نگرش خود دارند مثلا یکی از دلایل مذهب هزاره هاست . کشور های عربی نیز هیج وقت خواهان قدرت گرفتن هزاره ها نیستند .
بنابر این می توانیم بگوییم که کشور های غربی و هند و پاکستان و کشور های عربی و بسیاری دیگر از کشور های دنیا در سیاست خارجی خود با تمایلات آنتی هزاره و آنتی هزاره ئیسم عمل می کنند .
و به همه ی مردم افغانستان میگویم
3500سال است که مردم هزاره دست دوستی با اقوام دیگر دراز می کنند
و 3500 سال است که ما به اقوام دیگر امتیاز دادیم
حالا دیگر نمی توانیم که مثلا فلان مطلب را نگوییم که فلان ......
ناراحت می شود
دیگر زمان خوردن حرف تمام شده
باز دوباره پرطنین تر از یگ فریاد.......

